دیجیتال مارکتینگ | بلاگر

قبل از اینکه بریم سراغ کارایی که تا الان کردم دلم میخواد راجع به کاری که از سال ۱۳۹۹ شروع کردم برات تعریف کنم. نمیدونم الان چه تاریخیه که داری این متن رو میخونی… اما پایان سال ۱۳۹۸ اتفاقا عجیبی افتاد که خیلی از کسب و کارها رو درگیر خودش کرد! قرنطینه های بیماری کرونا، همه رو خونه نشین کرد و خب منم مثل بقیه ی مردم توی خونه بودم. مطالعاتم رو شروع کردم و با توجه به تجربه هایی که تا ۲۴ سالگیم بدست اورده بودم، برند شخصی خودم رو ساختم و وارد عرصه ی دیجیتال مارکتینگ شدم. به مجموعه های زیادی تو این زمینه مشاوره دادم و دوستای خیلی خوبی پیدا کردم مثل زرین پال، پارس استاک و…

پترو پولاد پارس

من زندگی شغلی خودم رو به طور رسمی از سال ۱۳۹۲ به عنوان مدیر واحد فناوری اطلاعات تو سن ۱۹ سالگی شروع کردم. البته از حدود ۱۰ سال قبل تر آموزش های لازم رو شروع کرده بودم و خب در مجموعه ی پدر دوره های لازم رو دیده بودم. اما از اون سال اولین قرارداد رسمی خودم رو با این شرکت بستم. زمینه ی فعالیت این شرکت تو زمینه ی سازه های فلزی هست و چند تا از پروژه های خیلی معروفشون پل فردیس کرج و دانشگاه علوم تحقیقاته که خب احتمالا یا از نزدیک دیدیشون و یا اسمشون رو بارها شنیدی. خوشبختانه همکارای بسیاری خوبی داشتم و دارم، و همچنان افتخار اینو دارم که به همکاری با این مجموعه ادامه بدم.

آران سیج

از حدود سال ۱۳۹۳ ارتباط من با شرکت سازه های فلزی آران سیج (سازنده ی برج میلاد و…) برقرار شد و وارد واحد فناوری اطلاعات این شرکت شدم. سال ۱۳۹۳ سال عجیب و غریبی بود. حملات سایبری شدت گرفت و متاسفانه هیچ آنتی ویروس و فایروالی جلودار نفوذ باج افزار ها به شبکه نمیشد. خیلی از شرکت ها با بحران روبرو شدن و خب خیلی از اونها ضرر و زیان های مالی زیادی دادن! چه شبها که با پدر بخاطر حل مشکل بیخوابی کشیدیم. اما بالاخره تونستیم با پیاده سازی یک شیوه ی بکاپ گیری که ایدئولوژی خودساخته ای بود، از دست این باج افزار ها خلاص بشیم و بدون تهدید شدن داده ها و اطلاعات، از این بحران جون سالم به در ببریم.

پایبند سازه

سال ۱۳۹۲ سال ورود من به چندین شرکت سازه فلزی بود. شرکت پایبندسازه یکی از شرکت های قدیمی در زمینه ی سازه های فلزیه، و از افتخاراتش شرکت در پروژه های ساخت بیمارستان علوم و اعصاب ایران و توسعه بیمارستان امام خمینی هست. وقتی وارد این شرکت شدم افتخار همکاری با «مستر ئیل ترک» نازنین نصیبم شد. سعید ئیل ترک از اون دسته افرادیه که من رسما به عنوان آچار فرانسه ی تکنولوژی میشناسمش! کسی که هم به اصول طراحی و توسعه وب مسلط بود، و هم تو زمینه ی تدوین و ساخت تیزر و موشن گرافیک خیلی توانمند بود و با مباحث شبکه آشنایی خوبی داشت و همه ی این ها باعث شکلگیری یه رفاقت موندگار بینمون شد.

تعاونی فولاد تسفا

حوالی تیر ماه سال ۱۳۹۸ بود که من و سعید ئیل ترک از طریق هیئت مدیره ی شرکت پایبندسازه، با تعاونی «توسعه سازه فولاد ایرانیان» آشنا شدیم. تعاونی تسفا از طریق چندین شرکت سازه فلزی که شرکت پایبندسازه و شرکت آرانسیج هم عضو همین شرکت ها بودن ایجاد شد. این شرکت از دور هم جمع شدن بهترین های این عرصه تشکیل شده بود، و به همین واسطه تو عرصه ی تامین مواد اولیه ی شرکت های سازه فلزی سابقه ی درخشانی رو داشت. از همون لحظه ی اول، ارتباط قشنگی بین من و همکارام تو این شرکت شکل گرفت و این ارتباط حتی با نیروهایی که از شرکت میرفتن یا نیروهای تازه ورود تو بهترین وضعیت بوده و هست.

طیف سایپا

شاید باورت نشه! هیچوقت یادم نمیره سال ۱۳۸۸ رو! من فقط ۱۴ سالم بود..! خب به واسطه ی اینکه پدر (پیوند بزرگ) از اولین کارشناسان فناوری اطلاعات کشور بود و از کودکی منو تحت آموزش قرار داد. یه روز اومد خونه دنبالم و گفت پاشو بریم سایپا امتحان داری! قراربود سرور هاشون بروزرسانی بشه و شبکه تغییرات اساسی کنه! و خب تو اون سن به واسطه ی پدر به من مجوز ورود به شرکت رو دادن و تو چندروز چندتا سرور رو برنامه ریزی کردم و حدود ۱۵۰ تا کامپیوتر رو توی شبکه اوردم. البته این ارتباط تموم نشد و سال ۱۳۹۴ به عنوان کارشناس فناوری اطلاعات برای مجازی سازی سرور ها و مباحث شبکه مجدد با این شرکت وارد همکاری شدم.