دیجیتال مارکتینگ

۳۰K

30K

رسیدم به نقطه ی آرامش…

عدد ۳۰ هزار فالوور بالای پیج، عددی بود که براش برنامه ریزی ۶ ماهه کرده بودم..! اما با لطفی که شما عزیزام بهم داشتین در عرض دقیقا ۱۰۰ روز به این عدد رسیدیم. راستش همش رو مدیون شمام و مفتخرم که بگم با حضور شما و حمایتتون، این پیج از تمام همکارا و دوستایی که باهم تو فضای اینستاگرام فعالیت داریم سریعتر رشد کرد.

چطور تو ۱۰۰ روز ۳۰ هزارتایی شدیم؟!

پوووستم کنده شد..! بر خلاف تجربه ی همه ی دوستان که هرچی تعداد فالوراشون بیشتر میشه سرعت رشدشون بالاتر میشه، تجربه ی برعکسی داشتم! خب ما توی ۴۵ روز یه خوانواده ی ۱۰ هزارتایی شدیم، و بعد از اون توی ۷۱ روز شدیم ۲۰ هزارنفر، و در عرض ۱۰۰ روز رسیدیم به ۳۰ هزارنفر..! اما واقعا هرچی جلوتر میریم با مشکلات بزرگتری دست و پنجه باید نرم کرد…

هیچوقت مغرور نشو..!

تازه ۲۰ هزارتایی شده بودم و اگر پست ۲۰ هزارتایی منو خونده باشی، گفتم بعد از پایان قرنطینه بازدید پروفایلم از ۲۶,۰۰۰ نفر در هفته رسیده بود به ۱۳,۰۰۰ نفر و من مجدد با کلی زحمت رکورد خودمو زدم و بازدید پروفایل رو رسوندم به ۲۷,۰۰۰ نفر..!

اینستاگرام خیلی محدودیت ها رو برام اعمال نمیکرد از جمله تعداد کامنت! یه روز به خیال خودم نشستم و با ذوق ۴۰۰ تا کامنت رو جواب دادم. و هدیه ی اینستا شامل حالم شد..!

یک هفته اکشن بلاک کاامل..!

جایزه ی اینستاگرامی…

یک هفته اکشن بلاک برای من معنای مرگ رو داشت! یک هفته بجر استوری هیچ قابلیت دیگه ای برام باز نبود..! بازدید پروفایل هر روز داشت کم میشد و من رو به افسردگی میرسوند. حس کردم تمام تلاش هام، و حتی برابر بودن روزهای فعالیتم با تعداد پست ها داره نابود میشه… بگذریم…

هر روز استوری گذاشتم و سعی کردم جلوی آسیب رو بگیرم. روزی که اکشن بلاک تموم شد، بازدید هفتگی پروفایل من رسیده بود به ۹,۰۰۰ نفر! و این ینی «شکست»!

قله ها و دره ها…

پارسال یه کتابی خوندم به این نام، نوشته ی اسپنسر جانسون، که هدیه ی یه زوج از عزیزترین دوستانم بود. این کتاب میگفت هر انسان تو کار و زندگیش با قله ها و دره های زیادی روبرو میشه، و این قله ها و دره ها به هم متصل هستن. اشتباهاتی که تو لحظات خوب امروز میکنیم، لحظه های بد فردامون رو میسازن، و کارهای عاقلانه ای که تو لحظات بد انجام میدیم، آینده ی خوب رو رقم میزنن. این کتاب به من یاد داد که بتونم قله ها و دره های زندگیم رو مدیریت کنم.

با شکست چطور برخورد کردم…

یک هفته فعالیت نکردن، فرصت خوبی بود که به یه سفر برم و قبل از هرچیز، خودم رو تو طبیعت زیبای کرمانشاه و در کنار عزیزترین هام، تخلیه ی روحی کنم. و البته در کنارش به پیدا کردن موضوعاتی که به درد شما میخوره مشغول بشم. و از اون مهمتر، سبک جدیدی از پست ها، که همون پست های ویدیویی من بود رو استارت بزنم. و در آخر از همه مهمتر ایده ی قدیمی خودمو به عمل نزدیک کنم…

پس دره ای که توش بودم رو مدیریت کردم!

ایده ی قدیمی من…

روزی که پیج رو ساختم، با خودم گفتم زمانی میرسه که تعداد مطالب اونقدر زیاد میشه که مخاطب پیجم نمیتونه مطلب مورد نظرشو پیدا کنه. پس از همون زمان دامنه ی سایتم رو خریدم، توی مدتی که فعالیت نداشتم، روی سایت کار کردم و سایت رو به جاهای خوبی رسوندم. به محض تکمیل شدن کارهاش، لینکش رو داخل بیو میذارم و شما به جای گشتن دنبال مطالب، کافیه که موضوعتون رو تو سایت بنویسید و براتون سرچ کنه. و کلی هم مطلب جالب براتون توش میذارم.

سخن آخر…

بازم رسیدیم به اسلاید آخر. اینجا میخوام از تویی که تا اینجای مطلب رو خوندی قدردانی کنم. دلیل شب زنده داری هام، حمایت های تو بود. دلیل توقف نکردنم حمایت های تو بود. دلیل ساخته شدن مستر پیوند، حمایت های تو بود. آره، شماها به مستر پیوند معنا میدین. با انرژی دادنتون منو به این باور میرسونید که باید ادامه بدم.

ازت ممنونم که در کنارمی…

* زیر پست برام یه یادگاری بنویس…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *